X
تبلیغات
رایتل

شبانه های دور از تو...

یکشنبه 20 مرداد‌ماه سال 1392 ساعت 10:58 ب.ظ

من پیر شده ام .
خیلی پیر .
و دلم
برای شهری که خانه ام بود ،
مردی که تمام ِ من بود ،
و صدای گنجشک هایی که صدای خوشبختیمان بود ،
تنگ شده است. 

 

"امشب"

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo

یکشنبه 20 مرداد‌ماه سال 1392 ساعت 10:54 ب.ظ

خواهم سرود

حتی در همین فاصله.

تو این قدر خوب باشی و من...

خواب بودنت را در لبخند

به شیرینی تصور کنم !

چونان کودک ِ چند ماهه ای در آغوش مادر

که همیشه شیر را خواهد یافت!

و تیغه ی بازوهایت...

عطش ِ تابستانی مرا سر می برد.

 

دخترک ِ دور از تو

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo

از تو را داشتن ها ، سرشار...

پنج‌شنبه 30 خرداد‌ماه سال 1392 ساعت 12:58 ب.ظ

یکی از هزاران نیکی ِ وصالش ، این باشد که شادی را به معنای واقعی ِ کلمه می فهمی و دیگر هیچ ،  

هیچ ترانه ی غمگینی نمی تواند اشکت را بیاورد . 

هیچ ترانه و موسیقی و کلمه ی غمگینی ، جز درخشش ِ چشم هایش در سکوت ِ لحظه هایی که از دو تایی بودن سرشار شده است. 

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo

بازگشت

چهارشنبه 14 فروردین‌ماه سال 1392 ساعت 02:27 ق.ظ


از لحظه ی اولی که دستت را داشتم
ایمان هم داشتم
به آن دست ها که تبعیض نژادی را نمی دانند...

 

امشب از اعماق ِ قلب ِ سرخم
سیاهی ِ چشم هات را به زردی رویم میخوانم.

بخوان مرا
میخواهم زودتر به تو بازگردم.
به چشیدن شیره ی بهشت از فشار بازوهات
و اسارت ِ خوشبختی که در پنجه هامان قفل بماند.
 

"امشب"

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
   1       2       3       4       5       ...       37    >>