داداشه الان اول دبیرستانه...
دوست ِ دوران ابتدایی داداشه ، بعد از هزار و خرده ای سال ، از یک شهر دیگه که اونجا زندگی میکردند ، با تلفن همراه ِ پدرم تماس گرفته و شماره ی موبایل داداشه رو به دست آورده و عصری بهش زنگ زده...
شما فکر می کنید اولین موضوعی که این دو نفر با جدیت در موردش از هم پرس و جو کردند و خبر گرفتن چیه؟؟؟
نه واقعا فکر می کنید چیه؟؟؟
- سیبیلات در اومدن؟؟؟
- ای همچین...دارن در میان.
- برای منو باید ببینی!!!!