X
تبلیغات
رایتل

معجزه‌ی باران

دوشنبه 22 شهریور‌ماه سال 1389 ساعت 10:44 ب.ظ
چه حس خوبی دارد که یک الهام غریبی مثل وحی بیافتد در دلت و به قلبت چنگ بزند ، بعد تو دو ، سه جمله مثل وحی بر صفحه‌ی دلت جاری کنی و بیایی پستشان کنی در‌این صفحه‌ی مجازی و هنوز ۲ ساعت از این وحی نگذشته که آیه‌های باران بخورد به شیشه‌های نورگیر...

می‌دوی سمت پنجره و بازش می‌کنی ...باورت نمی‌شود دست‌هایت کاسه می‌کنی زیر این قطره‌های نور و می‌بینی بله ... همه‌چیز به وضوح یک معجزه باریدن گرفته است .

دیگر قلبم درد نمی‌کند . راستش قلبم از همان ساعتی که آپ و شعر پست قبل را می‌نوشتم درد شدیدی گرفته بود .ولی این باران تابستانی و عطر مستی‌بخشش شفاست .

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo